عیدی سعدی
داداش داری اشتباه میزنی... خب خداروشکر این پرونده هم با خوبی و خوشی بسته شد. از ابتدای سال نو دیگه میتونم رها باشم و طعم پروازو بچشم.
آنچه دیدی بر قرار خود نماند، واین چه بینی هم نماند بر قرار
دیر و زود این شکل و شخص نازنین، خاک خواهد بودن و خاکش غبار
گل بخواهد چید بیشک باغبان، ور نچیند خود فرو ریزد ز بار
این همه هیچ است چون میبگذرد، تخت و بخت و امر و نهی و گیر و دار
نام نیکو گر بماند زآدمی، به کاز او ماند سرای زرنگار
سال دیگر را که میداند حساب؟ یا کجا رفت آن که با ما بود پار؟
خفتگان بیچاره در خاک لحد، خفته اندر کلهٔ سر سوسمار
صورت زیبای ظاهر هیچ نیست، ای برادر سیرت زیبا بیار
+ نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 2:32 توسط .
|
اینجا گوشهای از دل منه...